آخرین پست ها

شکی نیست که نمایندگان طبقات استثمارگر چه در درون رژیم و چه خارج از رژیم مترصد فرصت اند و تلاش های بی حد و حصری دارند تا همچون سال ۵۷ بر مبارزات و انقلاب مردم سوار شوند آنرا به بیراهه برند و بازهم انقلاب را سقط کنند. اما قاطعیت و رادیکالیسم مبارزات توده های مردم بخصوص مبارزات زنان و مردان جوان این فرصت را تا این لحظه به آنان نداده است. علیرغم تلاش رسانه های وابسته به امپریالیست ها که در تلاش اند تا این مبارزات را به نوعی با نیروهای وابسته ای همچون رضا پهلوی ویا امثالهم ارتباط دهند، اما مبارزات سهمآگین مردم چنین جایی را باز نکرده است. از طرف دیگر شعارهای متمرکز علیه دیکتاتوری و ستمگران از جمله "مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر" در برخی از شهرهای ایران نیز این رسانه های وابسته را در خماری نگاه داشته است.
ضرب و شتم وحشیانه مامورین حکومت قتل و شکنجه با بهانه معمول پوشش که به مرگ این زن جوان از خطه کردستان انجامید، مردم ایران را در شوک فرو برده است. شوک از این همه قساوت و جنایت. قتل مهسا امینی به معنی اوج زن ستیزی حکومت مرتجع اسلامی است و به معنای آن است که هیچ زنی تحت این حکومت در امان نیست.
۹ سپتامبر ۱۹۷۶مائوتسه دون رهبر و آموزگار بزرگ پرولتاریای جهان در پکن درگذشت. با مرگ مائو بزرگترین دستاورد انقلابی ای که پرولتاریا یعنی دولتی پرولتری به آن رسیده بود در معرض خطر قرار گرفت و به فاصله کوتاهی بعد از مرگ او این دستاورد عظیم پرولتاریای بین المللی و مردم جهان مورد هجوم گسترده رهروان راه سرمایه داری، یعنی بورژوازی نوخاسته درچین قرار گرفت و از طرف بورژوازی امپریالیستی در سطح جهان بی دریغ حمایت شد.
همه می دانند که موضوعی فراتر از اختلاس و یا فساد و یا عامل آن است. موضوعی مربوط به کل نظام حاکم در ایران است. خامنه ای و بیت او بیش از هر کس و نهاد دیگری در ایران می دانند که غارت اینگونه ای منابع در کجاها انباشت می گردند. رژیم جمهوری اسلامی، رانت، دزدی و فساد را در ساختار خود نهادینه و سیستماتیک نموده است. این دزدی های نجومی یا به عبارت دیگر چپاول و غارت مکرر در یک چارچوب حقوقی، ایدئولوژیک، سیاسی و امنیتی صورت گرفته که هر روز بر حدت و شدت آن افزوده می گردد.
کارزار زن ستیزانه " حجاب و عفاف" که در تابستان امسال توسط رژیم علیه زنان به راه افتاده، قرار است ۲۱تیر در اوج خود باشد. در حقیقت جنگ چهل و سه ساله ای که رژیم علیه زنان برپا کرده به یک نقطه بحرانی رسیده است. زنان به ویژه زنان جوان با روحیه جسورانه و فداکارانه نه تنها در مقابل این حمله رذیلانه به عقب ننشسته اند بلکه به تعرض پرداخته و با برداشتن حجاب خود در کوچه و خیابان به این کارزار زن ستیزانه پاسخی در خور داده اند

سیاسی

مردم دنیا هم چنان از اشغال افغانستان توسط شوروی امپریالیستی در اوایل دهه ۸۰ و سپس امپریالیست های غربی به رهبری آمریکا در سال ۲۰۰۱ و اشغال عراق توسط امپریالیسم آمریکا و متحدینش و جنگ های بیشمار دیگری که در اقصی نقاط جهان به پا شده و عواقبی که این جنگ ها در بر داشته اند در رنج و عذاب اند. اینک اشغال گری دیگری از جانب امپریالیسم روس بر مردم دنیا تحمیل شده است. جنگی که باردیگر رنج و عذاب آن بر دوش مردم زحمتکش قرار خواهد گرفت، جنگی که نتیجه حدت تضاد میان امپریالیست های غربی و شرقی و تمایل و اشتهای جنگ طلبانه آنها در خدمت و برای منافع غارتگرانه و توسعه طلبی شان است.
ما به همراه نیروهای انقلابی و مترقی مخالف جنگ و اشغالگری نیز این حرکت اشغالگرانه امپریالیسم روسیه را به شدت محکوم می کنیم. ما همچنین حرکات اشغالگرانه و تحریک آمیز و جنگ افروزانه امپریالیسم روسیه و امپریالیست های غربی را که به خاطر رقابت و منافع امپریالیستی خود هر دم در یکی از کشورهای جهان مانند افغانستان، عراق، سوریه و حالا در اوکراین آتش جنگ را می افروزند محکوم می کنیم.
اوضاع خوزستان مدت هاست که پرتلاطم است و تنش های عدیده ای بخصوص در یک دهه گذشته در خوزستان در جریان بوده است. تنش هایی که از مقاومت و مبارزه مردمی در مقابل ستم های ملی و تبعیض گرفته تا اعتراض به عدم رسیدگی در مقابل سیل و پاندمی کرونا، از بیکاری و فقر گرفته تا از دست رفتن زمین ها و دام هایشان….ناشی می شده است.

زنان

آنچه که از چشم طالبان و زن ستیزان منطقه همچون جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی پاکستان و نیز متحدین امپریالیست آن ها دورماند به پا خیزی و مبارزه جسورانه ای بود که زنان جوان و شجاع افغانستان در مقابل طالبان به پیش بردند. مبارزه ای که هم چنان ادامه دارد. بنابراین در شرایطی ۸ مارس را تجلیل می کنیم که شاهد سطح نوینی از مبارزات زنان افغانستان هستیم که نشانگر فازنوینی در جنبش زنان افغانستان است.

جهان

تحولاتی که در قزاقستان به دنبال اعتراضات توده ای در اول سال نو میلادی بوقوع پیوست ربط مستقیمی به تغییر و تحولات در افغانستان داشته و عواقب آن منطقه آسیای میانه و همچنین ایران و افغانستان را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. این اعتراضات توسط قدرت حاکم به شدت سرکوب شد اما با تغییرات مهمی در ساختار سیاسی این کشور همراه بود و در حدت تضادهای منطقه ای و جهانی امپریالیست ها نقش داشت.