سیاسی

با توجه به این شرایط حالا رضا پهلوی با سه اصل " حقوق بشر، دمکراسی و جدایی دین از حکومت و یک پارچگی کشور" به میدان آمده است تا ظاهرا همه را "متحد" کند. اما در اصل با موضوع "وکالت" تلاش دارد تا جنبش مردم ایران را تکه پاره کند. تلاش دارد وحدت مردم در این مبارزه را که به قیمت ۴۳ سال ستم و استثمار و دهها سال مبارزه بدست آمده است، زن، مرد، کرد، بلوچ و عرب ،.... را متحد کرده تا یکپارچه در کف خیابان بجنگند متفرق کند. به عبارت دیگر پتانسیل این "وکالت" ایجاد دو و یا چند دستگی در صفوف متحد مردم و فراهم کردن شرایط برای سرکوب مبارزات مردم است و بس. کاری که جمهوری اسلامی نتوانست در این چهارماه گذشته انجام دهد.
در این دوره خیزش انقلابی، بسیاری از باید ها و خط قرمز های تعیین شده ضد زن جمهوری اسلامی توسط دانشجویان زن و مرد زیر پا گذاشته شد و به فضای مبارزاتی و انقلابی نه تنها در دانشگاه ها بلکه در کل جامعه دمید.
که اینبار هم سردمداران حکومت شکنجه و اعدام، شکست سخت دیگری متحمل شدند وشکستی بر شکست های دیگرشان افزوده شد. نه به این دلیل که تیم فوتبال شکست خورد بلکه به این دلیل که مردم در ارتباط با مسابقه فوتبال دست جنایتکاران حاکم را خواندند و نه تنها در دام دغلکاری های نقشه مند آنها نیافتادند بلکه در کل جهت گیری صحیح و درستی را برگزیدند. مردم با شکست طلبی " تیم ملی" فوتبال در این مسابقات، نقشه حکومت را خنثی کردند. حرکتی از خود نشان دادند که تاریخ نمونه آن را در عرصه مسابقات جهانی ندیده و یا حداقل خیلی کم دیده است.
در حالیکه مردم در کف خیابان علیه دیکتاتوری و علیه ستمگر چه شاه باشه چه رهبر شعار می دهند، این دیدار ها از طرف عناصری که تلاش می کنند خود را طرفدار و نماینده مبارزات و خیزش انقلابی مردم نشان دهند با ستمگران جهانی به چه معنی است؟ آیا اینان واقعا طرفدار مبارزات مردم هستند ؟ و یا اینکه در تلاشند جایی برای خود در میان آلترناتیو های امپریالیستی رزرو کنند؟ و یا اینکه در تلاشند تا ستمگران و استثمارگران امپریالیستی را ناجی وحامی مردم جا بزنند؟ هر سه حالت فرقی به حال مردم و اهداف انقلابی شان ندارد. چرا که این دارودسته در تلاشند تا خیزش انقلابی مردم را به حراج بگذارند و سناریوی انقلاب ۵۷ و یا سناریویی از آن قبیل را برای به قدرت رساندن یک مشت ستمگر و استثمار گر دیگری تکرار کنند.
شعار " اتحاد، مبارزه ، پیروزی" بارها در خیزش کنونی در اعتراضات از طرف مردم در شهرهای مختلف و توسط دانشجویان در دانشگاههای مختلف سر داده شده است. این تنها یک احساس نیست بلکه از یک ضرورت بر می خیزد. ضرورتی که بدون آن سرنگونی انقلابی را غیرممکن می سازد.
ورود این نوجوانان به مثابه یک دسته و گروه پرشور تاثیری کیفی در جنبش مردم داشته و ویژه گی های برجسته ای به این خیزش داده است.
ما کمونیست های انقلابی این کشتار جنایتکارانه و فشارهای خفقان آور جمهوری اسلامی در بلوچستان را با شدیدترین لحن محکوم می کنیم و در شرایطی که سرتاسر جامعه ایران ملتهب و در طب مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی می سوزد این شرایط را زمینه ساز فرصتی برای قدم برداشتن درجهت ایجاد حکومت مردم بر مردم و دولت پرولتری می دانیم چرا که رهایی واقعی در چنین مسیری میسر است.
شکی نیست که نمایندگان طبقات استثمارگر چه در درون رژیم و چه خارج از رژیم مترصد فرصت اند و تلاش های بی حد و حصری دارند تا همچون سال ۵۷ بر مبارزات و انقلاب مردم سوار شوند آنرا به بیراهه برند و بازهم انقلاب را سقط کنند. اما قاطعیت و رادیکالیسم مبارزات توده های مردم بخصوص مبارزات زنان و مردان جوان این فرصت را تا این لحظه به آنان نداده است. علیرغم تلاش رسانه های وابسته به امپریالیست ها که در تلاش اند تا این مبارزات را به نوعی با نیروهای وابسته ای همچون رضا پهلوی ویا امثالهم ارتباط دهند، اما مبارزات سهمآگین مردم چنین جایی را باز نکرده است. از طرف دیگر شعارهای متمرکز علیه دیکتاتوری و ستمگران از جمله "مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر" در برخی از شهرهای ایران نیز این رسانه های وابسته را در خماری نگاه داشته است.
همه می دانند که موضوعی فراتر از اختلاس و یا فساد و یا عامل آن است. موضوعی مربوط به کل نظام حاکم در ایران است. خامنه ای و بیت او بیش از هر کس و نهاد دیگری در ایران می دانند که غارت اینگونه ای منابع در کجاها انباشت می گردند. رژیم جمهوری اسلامی، رانت، دزدی و فساد را در ساختار خود نهادینه و سیستماتیک نموده است. این دزدی های نجومی یا به عبارت دیگر چپاول و غارت مکرر در یک چارچوب حقوقی، ایدئولوژیک، سیاسی و امنیتی صورت گرفته که هر روز بر حدت و شدت آن افزوده می گردد.
تغییر مرکز مبارزات توده ای به شهرهای کوچک تر بیان تغییرات سیاسی و اقتصادی در سطح جامعه است که به همراه خود تغییراتی در ماهیت مبارزات از جمله اقشار تشکیل دهنده مبارزات و در نتیجه تغییراتی در اهداف و شعارها و خواسته های مبارزاتی را به همراه داشته است.