سیاسی

شکی نیست که نمایندگان طبقات استثمارگر چه در درون رژیم و چه خارج از رژیم مترصد فرصت اند و تلاش های بی حد و حصری دارند تا همچون سال ۵۷ بر مبارزات و انقلاب مردم سوار شوند آنرا به بیراهه برند و بازهم انقلاب را سقط کنند. اما قاطعیت و رادیکالیسم مبارزات توده های مردم بخصوص مبارزات زنان و مردان جوان این فرصت را تا این لحظه به آنان نداده است. علیرغم تلاش رسانه های وابسته به امپریالیست ها که در تلاش اند تا این مبارزات را به نوعی با نیروهای وابسته ای همچون رضا پهلوی ویا امثالهم ارتباط دهند، اما مبارزات سهمآگین مردم چنین جایی را باز نکرده است. از طرف دیگر شعارهای متمرکز علیه دیکتاتوری و ستمگران از جمله "مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر" در برخی از شهرهای ایران نیز این رسانه های وابسته را در خماری نگاه داشته است.
همه می دانند که موضوعی فراتر از اختلاس و یا فساد و یا عامل آن است. موضوعی مربوط به کل نظام حاکم در ایران است. خامنه ای و بیت او بیش از هر کس و نهاد دیگری در ایران می دانند که غارت اینگونه ای منابع در کجاها انباشت می گردند. رژیم جمهوری اسلامی، رانت، دزدی و فساد را در ساختار خود نهادینه و سیستماتیک نموده است. این دزدی های نجومی یا به عبارت دیگر چپاول و غارت مکرر در یک چارچوب حقوقی، ایدئولوژیک، سیاسی و امنیتی صورت گرفته که هر روز بر حدت و شدت آن افزوده می گردد.
تغییر مرکز مبارزات توده ای به شهرهای کوچک تر بیان تغییرات سیاسی و اقتصادی در سطح جامعه است که به همراه خود تغییراتی در ماهیت مبارزات از جمله اقشار تشکیل دهنده مبارزات و در نتیجه تغییراتی در اهداف و شعارها و خواسته های مبارزاتی را به همراه داشته است.
بررسی مختصری از موقعیت طبقه کارگر در افغانستان و ایران در پرتو تحولات اقتصادی جهان
مردم دنیا هم چنان از اشغال افغانستان توسط شوروی امپریالیستی در اوایل دهه ۸۰ و سپس امپریالیست های غربی به رهبری آمریکا در سال ۲۰۰۱ و اشغال عراق توسط امپریالیسم آمریکا و متحدینش و جنگ های بیشمار دیگری که در اقصی نقاط جهان به پا شده و عواقبی که این جنگ ها در بر داشته اند در رنج و عذاب اند. اینک اشغال گری دیگری از جانب امپریالیسم روس بر مردم دنیا تحمیل شده است. جنگی که باردیگر رنج و عذاب آن بر دوش مردم زحمتکش قرار خواهد گرفت، جنگی که نتیجه حدت تضاد میان امپریالیست های غربی و شرقی و تمایل و اشتهای جنگ طلبانه آنها در خدمت و برای منافع غارتگرانه و توسعه طلبی شان است.
ما به همراه نیروهای انقلابی و مترقی مخالف جنگ و اشغالگری نیز این حرکت اشغالگرانه امپریالیسم روسیه را به شدت محکوم می کنیم. ما همچنین حرکات اشغالگرانه و تحریک آمیز و جنگ افروزانه امپریالیسم روسیه و امپریالیست های غربی را که به خاطر رقابت و منافع امپریالیستی خود هر دم در یکی از کشورهای جهان مانند افغانستان، عراق، سوریه و حالا در اوکراین آتش جنگ را می افروزند محکوم می کنیم.
به همین علت مردم توجیهات مزخرف اقتصادی و ارتجاعی مذهبی و همچنین خرافی که تلاش می کنند در میان مردم بپراکنند را مثل «خدا ما را به خاطرگناهان مان تنبیه می کند»، یا «بی حجابی زنان باعث خشکسالی است» و یا اینکه «تظاهرات در مقابل اراده خدا نمی تواند کاری انجام دهد، بلکه باید دعای باران خواند» به پشیزی نمی خرند.

در چنین شرایط حساسی وظیفه نیروهای آگاه نه تنها تلاش برای آگاه کردن طیف های وسیعی از مردم به مختصات جامعه ای بهتر بلکه ارتقاء سطح مبارزات و تلاش برای به هم پیوند زدن صدای زنان، جوانان، کارگران، کشاورزان، معلمان و همه زحمتکشان و تمامی آنانی که خواهان سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی می باشند، در گوشه و کنار جامعه می باشد.
اهمیت این تنش نه تنها به این دلیل که این تنش بیان مجموع تضادهایی است که درابعاد داخلی و منطقه ای به هم گره خورده و یا انباشته شده است و بصورت تنش و بحرانی در رابطه با آذربایجان بروز کرده است بلکه مهمتر از آن انعکاسی است از تحولات ژئو پلتیکی در منطقه که موقعیت جمهوری اسلامی در شرایط کنونی و احتمالن روند آن را نشان می دهد.
اگر چه سرکوب در کردستان یک سیاست دائم رژیم جمهوری اسلامی از ابتدای به قدرت رسیدنش بوده اما تشدید و گسترده گی دوباره آن در چند ماه اخیر بیان از تغییر و تحولاتی دارد که رژیم جمهوری اسلامی نسبت به آن حساس بوده و از طرف دیگر از آن احساس خطر می کند.
اوضاع خوزستان مدت هاست که پرتلاطم است و تنش های عدیده ای بخصوص در یک دهه گذشته در خوزستان در جریان بوده است. تنش هایی که از مقاومت و مبارزه مردمی در مقابل ستم های ملی و تبعیض گرفته تا اعتراض به عدم رسیدگی در مقابل سیل و پاندمی کرونا، از بیکاری و فقر گرفته تا از دست رفتن زمین ها و دام هایشان….ناشی می شده است.
اعتصاب کارگران پیمانی صنعت نفت مبارزه ای است بین استثمار شوندگان و استثمارگران. مبارزه ای بین آنانی که غیر از فروش نیروی کار خود هیچ چیز ندارند و آنانی که همچون زالو از خون کارگران و مردم می مکند.
ody> html>l>