سیاسی

./admin/upload/Bym-585.jpg

./assets/img/for1stMay.jpg
با گذشت یک سال از بقدرت رساندن طالبان توسط امپریالیزم آمریکا از طریق توافق کذایی دوحه، یک بار دیگر فریب و نیرنگ های امپریالیستی افشاء شد. آنها بعد از ۲۰ سال جنگ و خشونت ضد مردمی که به کشته شدن نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر انجامید، یکی از شرورترین نیروهای چند دهه پسین را به مردم ما تحمیل کردند تا تغییراتی را در افغانستان بیاورند که منطبق بر پلان های منطقوی و جهانی اشان باشد.
با اعلام کشته شدن ایمن الظواهری رهبر القاعده در ساحه ی وزیر محمد اکبر خان کابل، توسط پهپاد امریکایی ، بسیاری در مورد چگونگی ردیابی محل اقامت و چگونگی رابطه طالبان با القاعده و دیگر گروه های تروریستی و احتمالات تحولات بعد از آن به گمانه زنی پرداخته اند. واکنش مقامات رسمی امریکا و طالبان در این مورد قابل توجه است که هر دو یکدیگررا به نقض توافق دوحه متهم کردند. وزارت خارجه امریکا طالبان را به « خیانت به جامعه بین المللی و نقض شدید موافقت نامه دوحه» متهم کرد. از طرف دیگر ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان این حمله را محکوم کرده و آنرا « نقض آشکار اصول بین المللی و موافقت نامه دوحه» خواند.
آمار کشته شدگان و یا زخمی ها بسیاربسیار بیشتر از آنچه است که توسط طالبان و یا نهادهای امداد تایید شده است. تعداد ناپدیدشدگان که اصلا مورد بررسی قرار نگرفت . علاوه بر آن این زلزله عواقب بسیاری نیز در بر دارد. آنانی که از زلزله جان سالم به در بردند، خطر مرگ از گرسنگی، محرومیت از آب پاک، بیماری های ناشی از آب آلوده و بی سرپناهی وآوارگی و بیماری های ناشی از این شرایط جان صدها هزار نفر را تهدید می کند این در شرایطی است که از ترمای ناشی از آن را نادیده بگیریم.
بررسی مختصری از موقعیت طبقه کارگر در افغانستان و ایران در پرتو تحولات اقتصادی جهان
آنچه که از چشم طالبان و زن ستیزان منطقه همچون جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی پاکستان و نیز متحدین امپریالیست آن ها دورماند به پا خیزی و مبارزه جسورانه ای بود که زنان جوان و شجاع افغانستان در مقابل طالبان به پیش بردند. مبارزه ای که هم چنان ادامه دارد. بنابراین در شرایطی ۸ مارس را تجلیل می کنیم که شاهد سطح نوینی از مبارزات زنان افغانستان هستیم که نشانگر فازنوینی در جنبش زنان افغانستان است.
مردم به مثابه قربانیان اصلی حکومت طالبان و منافع امپریالیستی و زدو بند میان مرتجعین از جنگ، آواره گی، عدم امنیت و بخصوص از فقر و گرسنگی در رنج و عذاب، کم سابقه ای قرار دارند. با آشکار شدن و افشاء شدن جزئیات بیشتری از چگونگی تحولات اخیر در کشور از جمله به قدرت رساندن طالبان و روند تحولات آن سوالات بیشتری در مورد آینده افغانستان مطرح می باشد. این که بالاخره افغانستان به کدام سو می رود، طالبان و قوای حامی طالبان با چه تضادهایی روبرو خواهند شد، امپریالیزم آمریکا اینک چه اهدافی را در افغانستان دنبال می کند؟
ممکن است که امپریالیست ها و مرتجعین منطقه در مورد به قدرت رسیدن طالبان به توافق رسیده باشند، با آن سر سازگاری داشته باشند و بر سر چگونگی «تعامل» با آن جلسه و کنفرانس برگذار کنند. اما مردم افغانستان و بخصوص زنان افغانستان هرگز، هرگز سر سازگاری با این رژیم واپسگر و قرون وسطایی را نخواهند داشت و این مسئله را از همان ابتدا اعلام کردند.
. چه بر سر مردم و کشورمان آمده است؟ چرا پایانی بر آتش جنگ های مرتجعین در این دیار وجود ندارد؟ چرا واپسگرایان و بنیادگرایان و امپریالیست ها به نوبت زندگی را بر مردم ما جهنم می کنند؟ سوالاتی است که مردم ستمدیده خصوصا زنان می پرسند.
بحران پر التهاب دیگری جامعه ما را فرا گرفته، بحرانی که بازهم ابعاد آن دامن ستمدیدگان این دیارجنگ زده را فرا گرفته است. مردم ما نه تنها مزه "رهایی" توسط جنگ و اشغال قدرتهای امپریالیستی را چشیدند بلکه نتیجه صلح و موافقتنامه آمریکایی را نیز می چشند، موافقت نامه ای که قرار بود خشونت ها را تقلیل دهد، وباعث شود مردم در "صلح و صفا" به زندگی خود ادامه دهند.
حمله داعش به دانشگاه کابل و کشتار دانشجویان دختر و پسر بازهم این سوال جدی را در مورد افغانستان در مقابل ما گذارد که سایه جنگ تا کی بر سر مردم افغانستان باقی خواهد ماند؟ سوالی که نه برای اولین بار بلکه بارها تکرار شده است و پاسخ می طلبد.
ody> html>l>